• وبلاگ : چشم و چراغ
  • يادداشت : ناب باشيم
  • نظرات : 0 خصوصي ، 12 عمومي
  • چراغ جادو

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    + ك/خ 
    سلام بر زهرا خانم عزيز
    امشب سه تايادداشت اخيرتون رو باهم خوندم،ميدونيد که درگير امتحاناهستم و....
    اونوقت ميگيد نوشته هامو نقدکن،چه نقدي ميشه کرد وقتي گل گفتي!کدام عقلانيت؟!
    راستي درباره طلبه اي که زن بي حجاب گرفته!دائم ياموقت؟موقتش رو زيادديدم و به نظرم ربطي به دوره گذار نداره!اما دائم...؟!؟چه جلافتا!


    پاسخ

    سلام. موقت كه اسمش زن گرفتن نيست! دائم بود. البته خودشم معمم نبودها.
    پيش من هم تشريف بياوريد
    سري به من نميزني؟
    + مطهره 
    راستي فراموش نکن من خرناس بلام ديگه
    اصل تند روها
    البته در زمينه ي زنان
    البته به نظر خودم تند نيست اينو مي شه به وضوح ديد فساد هم خيلي اوج گرفته همشم به خاطر بي عفتي و نبودن حياست که با طرح عفت و حجاب يه خوردش حل مي شه (ماست مالي)
    سلام
    به به خونه ي جديد مباررررررررررررررررککککککککککک
    ان شاالله اينجا ديگه غيبت نزنه
    منو شناختي يا فقط اون کرانه رو مي شناسي و بس
    در هر صورت آپم با
    بي حجاب معاند است يا جاهل؟
    پاسخ

    سلاملكم.
    با سلام
    در شانزدهمين جشنواره مطبوعات، مقاله شما رتبه آورد؟ اگر پاسخ مثبت است در صورت امكان لطف فرموده لينك يا تيتر يا خود مقاله را ايميل بفرماييد. با تشكر
    (در خيمه هم هستيد،‌ درسته؟)
    موفق باشيد
    پاسخ

    سلام. مي خواهند دوباره جايزه بدهند؟!ميل كردم.
    سلام لطفا منو لينك كنيد.
    پاسخ

    سلام. خواهش مي كنم!

    مجددا سلام

    بنده نگفتم رعايت حال مخاطب را كردن ضعف است! ايضا نگفتم مطبوعات بايد پر شوند از مطالب عميق و فلسفي! بنده فقط پديده اي به نام ژورناليسم را توصيف كردم و ظرفيت ها و توانايي هايش را البته! اينها ضعف نيست بل اگر حضرات مطبوعاتي ما با حد و اندازه هاي دراز كردن پايشان آشنا بودند كار به اينجا نمي كشيد كه ژورناليستها ليدر جريانهاي اجتماعي - سياسي شوند! امري كه در هيچ جاي دنيا اتفاق نمي افتد!

    داستان راستان را مثال زديد، اتفاقا مثال خوبي است. نويسنده ي داستان راستان، مقالات فلسفي را هم نوشته. حال تصور كنيد اگر قرار بود شهيد مطهري براي مخاطبي كه داستان راستان مي خواند مقالات فلسفي مي نوشت با همان بيان و زبان؟! چه اتفاقي مي افتاد! تمام بحث بر سر همين است كه قالبي نظير داستان راستان ظرفيتش در همان داستان راستان است نه مقالات فلسفي! مشكل ژورناليسم دقيقا همينجاست! ژروناليسم ظرفي نيست كه بشود هر مظروفي تويش ريخت! شناختن ظرفيت قالب كار و فعاليت در آن چارچوب ضعف نيست! ضعف آنجاست كه بخواهيم پديده هاي بزرگ را در قالبهاي كوچك بريزيم و چون جا نمي شود پديده بايد كوك شود و يكي از نتيجه هايش مي شود عيش منقص! ضعف آنجاست كه بخواهيم با نگاه بركه اي ژورناليستي پديده هايي به عمق و وسعت اقيانوس را تحليل كنيم! (البته مرادم از ژورناليسم همواره نگاه و تحليل ژورناليستي است) وقتي اين چنين شد وقايع سياسي جامعه كه عقبه ي اجتماعي - فرهنگي پيدا كرده اند(نظير همين مناظره ها يا اتفاق 14 خرداد) و ديگر سياسي صرف نيستند و به شدت معنادارند و شايسته براي تحليل هاي جامعه شناختي تبديل آنقدر كوچك و حقير

    مي شوند كه تبديل مي شوند به پست قبلي شما و پشت بندش هم چند نفر هم بيايند و نظر بدهند كه اينگونه شد و آنگونه و ضربه اي خورديم و الخ!(به گمانم نيازي به ذكر اين نكته نيست كه اصلا از ديد سياسي به قضيه نمي نگرم كه ديد سياسي سطحي ترين و نازل ترين نگرش هاست) امري كه به شكل خيلي نازل تر و سخيف ترش دارد در نمونه هايي نظير همشهري جوان اتفاق مي افتد!

    برقرار باشيد

    پاسخ

    سلام. اين وبلاگ ناقص است نويسنده اش از خودش ناقص تر. لذا قصد من دفاع از خودم و نوشته پيشين نبود. شما پيش فرضتان از ژورناليسم نگاه بركه اي و سطحيست. من نه.

    سلام.

    اشکال غرق شدن در نظريات از اين دست مثل وبر، يکيش همينه که همه چيز رو مي خوايم توي همون نظريات جا بديم.

    اصلش اينه که علت مقبوليت و محبوبيت امام رو توي مرحله ي اول، نبايد توي خود امام جست و جو کرد. علت محبوبيت امام توي وجود خود مردم بايد پيدا بشه.

    پاسخ

    سلام.تو وجود خود مردم. اين هم حرفي بود. بهش فكر مي كنم.
    ري-سلام
    راجع به ضعف بودن نگاه ژورناليستي، ني دانم شايد نقطه ي شعف باشد؟! نگاه ژورناليستي مي طلبد که عميق به پديده ننگرد، و شايد اصلا ماهيت ژورناليسم همين باقي ماندن در سطح باشد که ژورناليسم قرار بوده مجراي خبر باشد نه تحليل! خبر خوراک مناسبي براي ژورناليسم است اما مظروف در ظرف نمي گنجد آنگاه که قرار است از همين مجرا مسائلي از جنس تحليل(آنهم تحليل وقايع سهمگين اجتماعي) به مخاطب منتقل شود! اينجاست که بايد از کالا(تحليل) را آراست به انواع و اقسام آراييدني ها، زيبا کردش و شکيل! از طرفي عمده مخاطب ژورناليسم را مخاطبان کم حوصله تشکيل مي دهند پس نبايد هم زياد عميق شد که اگر اين چنين شود مخاطب کم حوصله "پريده" است! اصلا ماهيت و ذات ژورناليسم همين هاست و طبعا نگاه ژورناليستي نيز بي تاثير نيست از اين ماهيت! و اين نگاه به سبب ذاتش غافل مي شود از جريانهاي معناي عميقي که در بطن اين وقايع در جريان است! اين نگاه به سبب ماهيتش نمي تواند درک کند معناي برخي رفتارهاي سياسي را که وجهه ي "اجتماعي و فرهنگي" پيدا کرده اند و صرفا آنها را در زد و خوردهاي نازل سياسي معنادار مي کند غافل از آنکه وقتي يک رفتار "سياسي" وجه "اجتماعي و فرهنگي" پيدا کرد ديگر نبايد با تحليل هاي ساده ي دو دو تا چهار تايي از کنارش گذشت!
    برقرار باشيد
    پاسخ

    1.قرار نيست روزنامه ها پرباشند از مطالب عميق و فلسفي. قرار است نگاه من روزنامه نگار عميق باشد. قرار است من انقدر توانايي داشته باشم كه نگاه عميق را در قالب مخاطب پسند ارائه كنم. قرار است حتي براي كودكان خردسال هم حرف براي گفتن داشته باشيم. رعايت حال مخاطب را كردن ضعف نيست. مگر مطهري داستان راستان ننوشت؟2. البته منكر وجود نگاه سطحي در ژورناليسم امروز نيستم.
    سلام
    "ژورناليسم ما عين جامعه شناسي ماست؟!!!!"
    بعيد مي دانم! اين ادعا در جامعه اي مثل ايالات متحده کمابيش صحيح است نه جامعه ي ما.(البته دلايل خاص خودش را ندارد نه اين دلايل سخيفي که خيلي نوک بيني نگرها مدام نشخوار مي کنند که سرانه ي مطالعه در ايران پايين است و الخ!) بررسي سير تاريخي ژورناليسم از مشروطه به بعد نشان مي دهد که کارکرد غالب ژورناليسم(حتي تا به امروز) سياسي محض بوده! جريان محسوس و ملموسي که بشود آن را برآمده از جريانهاي ناب اجتماعي دانست وجود خارجي نداشته!(البته همه ي اينها دلايل خاص فرهنگي دارد) حال با چنين وضعي چگونه مي توان ادعا کرد ژورناليسمِ ما عين جامعه شناسي است؟!

    راجع به اين پست تان هم اصلا خود بحث محل اشکال است! نمي توان امام را بر طبق مقوله بنديهاي وبر مقوله بندي کرد که اين عمل اندازه گيري امام با خط کش وبري است و صد در صد جاي ايراد! وبر از يک منظومه ي معناست و امام از منظومه ي معنايي ديگر! حتي وقتي وبر بحث "عقلانيت" را مطرح مي کند معنايي به شدت متفاوت پيدا مي کند با آن عقلانيتي که مد نظر ماست! تفاوت بسيار بنيادين تر و ريشه تر از اين حرفهاست! آنتولوژي و هستي شناس دو طرف با هم زاويه اي اساسي دارد و وقتي اين چنين شد واژه هايي مثل "عقلانيت" بين دو طرف مشترک لفظي است تا تقارب معنايي!
    برقرار باشيد
    پاسخ

    سلام. 1. آن جمله يك جمله ژورناليستي بي پايه و اساس بود و منظور خاصي نداشتم ازش! اگر بخواهم تصحيح ش كنم مي گويم: ژورناليسم ما عين ديانت ماست. بعدش اينكه بد ژورناليسم را كوبيده ايد. آن سيد شهيدان اهل قلم مگر ژورناليست نبود؟! هرچند انتقادات جدي به ژورناليسم داشت. 2. درباره نظرتان راجع به اين پست: خب من هم تلاش كردم همين كه شما گفتيد را بگويم ديگر! يعني مشخص نبود؟! نااميد شدم!