• وبلاگ : چشم و چراغ
  • يادداشت : کور از خدا چي ميخواد؟!
  • نظرات : 5 خصوصي ، 10 عمومي
  • ساعت دماسنج

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    واااااااي!
    من ياد ساعت هاي بين دو كلاس افتادم كه با بچه ها مي رفتيم بوفه نفري يه چايي مي گرفتيو و شروع مي كرديم به فك زدن. گاهي اوقات اين قدر گرم صحبت مي شديم كه كلاس اصن يادمون مي رفت.


    سلام ...

    اره واقعا دقيقا هميني بود که گفتي حالا بازم به اين خانومه معرفت خرج داده


    موفق باشين
    + حسينيه دل 

    سلام و نور

    فضل خدا و لطف شماست بانو...

    + خاله زهرا 


    سلام .نوش جان .

    چقدر خوبه كه شما خوبيهاي افراد را ميبينيد .

    بعضي ها روزي صد تا مورد شبيه اين ببينند ميگن وظيفشه .خوب مگه چيكار كرده .يا مثلا اگه تو رانندگي يكي از روي محبت به بقيه راه بده طرف از زرنگي خودش ميدونه نه از محبت طرف مقابل.خلاصه كه از اين رفتارهاي خوب دور وبرمون زياد .ان شاالله كه بيشتر هم بشه و ما هم ببينيمشون و شكر گزار خدا وبنده خدا باشيم .يا حق

    چه اموزشي مهربوني...

    ولي خداييش هيچي مثل چايي خستگي کارمند جماعتو برطرف نمي کنه...


    سلام

    جسارته ها!

    ولي اگه اينجورياس، آدم ميتونه روزي 15 تا پست بذاره. بهتر نيس يادداشت ها پرمغز تر باشن ولو کمتر؟

    البته بازم عذر خواهي مي کنم. اشکال به استاد رسم طلبگيه.

    پاسخ

    سلام. ممنون كه گفتيد اما به نظرتون اين مسئله مهم نبود كه يك آدم انقدر مهربون باشه؟ مگر قرار نشد از آدم هاي خوب شهرمان بگوييم؟ نمي دونم.. ولي به نظرم نوشتن اينطور چيزها خوبه! انرژي مثبته. شرمنده هم كه مي كنيد آخرش.

    سلام وب خوبي داري با كمبود وقتي كه داشتم چند پستشو خوندم سري بهم بزن منتظرم