سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

 

دی‌وی‌دی ایف‌اونلی را داد دستم و گفت: واااای خیلی قشنگ بود. دستش را گذاشت روی قلبش و ادامه داد: سه بار دیدم، سه‌بارشم گریه کردم.

من ولی کل ایف‌اونلی را با صورت‌سنگی تماشا کردم. حتی گاهی با ابروهای درهم کشیده! سال‌هاست دنبال فیلمی می‌گشتم که بدهم دستش و بگویم سه‌بار دیدم، سه بارشم گریه کردم.

ببنیدش!

 


نوشته شده در  چهارشنبه 89/2/29ساعت  4:9 عصر  توسط زهرا قدیانی 
  نظرات دیگران()


لیست کل یادداشت های این وبلاگ
بیرون از نقش
دیدار یار آشنا
به
پراکنده نویسی، یعنی من هستم.
دلار
ساده
کمتر بهتر است
ندارد
درد دلپذیر
طرز تهیه غذای من
بازم آدم های خوب شهر
[عناوین آرشیوشده]