سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
خیلی هم... - چشم و چراغ


خوب مملکتیه که داریم!


 


آدم‌ های خوب توی این شهر کم نیستند. مشکل از چشم‌هاست. بعضی‌ چشم‌ها مگسی‌اند، مدام دنبال کثیفی‌اند که بچرخند دورش و ویزویز کنند. درحال حاضر هم ویزویزشان وبلاگستان را برداشته. هروبلاگی را باز می‌کنی دارد از جهان سوم، مملکت و مردم1می‌نالد.


اما دیگر بس است. من که خسته شده‌ام از این همه غرغرِغَرّا2!


آدم باید گاهی پروانه‌ای باشد. خداوند گل‌وبلبل را بی‌دلیل خلق نکرده. کسانی‌که نمی‌توانند زیبایی‌ها راببینند هم مشکل خودشان است، سریع‌تر اقدام به معالجه خود کنند.


جنبش آنتی "مملکته داریم؟!" از هم‌اکنون اعلام موجودیت می‌کند! اگر پروانه‌ای شدید و زیبایی دیدید به این جنبش بپیوندید.


رازهای آقای راننده (آب و آتش)


نق‌نق ممنوع! (پرچم افتخار)


***


1. باورتان نمی‌شود چندبار این پست در گودر هم‌خوان شد و لایک گرفت. من مانده‌ام این‌هایی که این مزخرف را لایک می‌زنند مگر خودشان از همین مردم نیستند؟! عجب سوالی! اینها خیلی وقت است که دیگر خودشان را از مردم نمی‌دانند. وآنگاه آسمان سوراخ شد و اینها مع‌الاسف افتادند تو مملکتی که دارند!


2. این ترکیب از سیدحسن حسینی عزیز است:


شاعری کهنه سرا


شعر نیما را دید


زیرلب غرغر غرایی کرد



 



نوشته شده در  چهارشنبه 28/7/89ساعت  10:45 صبح  توسط زهرا قدیانی 
  نظرات دیگران()


لیست کل یادداشت های این وبلاگ
کمتر بهتر است
ندارد
درد دلپذیر
طرز تهیه غذای من
بازم آدم های خوب شهر
عقده ها و عقیده ها
دو نوع مایه قوت قلب
استاد خوب شهر
ارزشش را دارد؟!
من زنده ام
آهُ وای
[عناوین آرشیوشده]